خلاصه داستان
وقتی یک کوارتربک محبوب تیم دانشگاهی در دوران "هیستری شیطانی" اواخر دهه ۱۹۸۰ ناپدید میشود، یک گروه متال دبیرستانی از آدمهای حاشیهای که در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات هستند، متوجه میشوند که میتوانند از علاقه ناگهانی شهر به علوم غریبه بهرهبرداری کرده و به عنوان یک فرقه شیطانی شهرت بسازند.
قسمتها
قسمت 1هیستری
پس از ناپدید شدن یک نوجوان محبوب، یک گروه محلی از این اتفاق برای فروش بلیتهای کنسرت خود استفاده میکند.
قسمت 2جوانمرگ
پیشرفتی در پرونده فرد گمشده رخ میدهد؛ مردم شهر برای مراسمی در کلیسا گرد هم میآیند.
قسمت 3آیا میتوانم با جنون بازی کنم
دتکرانچ یک گردهمایی فرقه شیطانی برگزار میکند؛ لیندا تلاش میکند بفهمد چه اتفاقی در جریان است.
قسمت 4رقص مرگ
دیلن و جودیت رابطهشان را رسمی میکنند؛ فیت برای یک شب تلاش میکند عادی بودن را تجربه کند.
قسمت 5مادر
یک عاشقانه بین ایمان و رایان شکل می گیرد. تریسی می ترسد که ایمان در همان مسیری باشد که در دوران نوجوانی بود.
قسمت 6سخن گفتن به زبانهای ناشناخته
اعضای فرقه باید با عواقب بازگشت به خانه کنار بیایند؛ تریسی، فِیت را تشویق میکند که نقش خود را ایفا کند.
قسمت 7دیر شده است.
دیلن سعی میکند به چیزی که آغاز کرده بود پایان دهد؛ مردم ناآرام شهر به تریسی به عنوان رهبر چشم دوختهاند.
قسمت 8بهشت در آتش
تریسی مردم شهر را گرد هم میآورد تا شر را از هپی هالو بیرون کنند؛ رئیس پلیس دندریج به کشیش نزدیک میشود.

















