
خلاصه داستان
یک زوج اهل غرب میانه آمریکا دختری کوچک با بیماری کوتولگی را به فرزندخواندگی میپذیرند، اما بهتدریج به این شک میافتند که او ممکن است آن کسی که ادعا میکند نباشد.
قسمتها
قسمت 1تقریباً مانند یک دعا
خانواده بارنت که هنوز درگیر اندوه ناشی از یک فرزندخواندگی ناموفق هستند، با تماسی درباره دختری کوچک به نام ناتالیا فرصتی دوباره پیدا میکنند.
قسمت 2رهایی از اضطراب
ناتالیا به مدرسه میرود و تردیدهای کریستین درباره فرزندخواندگی بیشتر میشود. در همین حال، مایکل در محل کار با خبری غیرمنتظره روبهرو میشود.
قسمت 3ارواح در همهجا
کریستین به تحقیق دربارهی سن ناتالیا میپردازد. در حالی که شک و تردیدهایش بیشتر میشود، ستارهی جیکوب در حال درخشش است و شبکهی دروغهای مایکل پیچیدهتر میشود.
قسمت 4همین جا، سیاه و سفید
ازدواج مایکل و کریستین به نقطهی بحرانی میرسد، زیرا دیدگاههای متفاوت آنها در مورد ناتالیا تهدید میکند که آنها را از هم جدا کند. وقتی که اوضاع خطرناک میشود، کریستین یک مرز مشخص میکند.
قسمت 5خیلی دردناک بدون آن
در حالی که به حال خود رها شده، ناتالیا با شرایط جدیدش و نگاه دنیا به او روبهرو میشود.
قسمت 6امروز نه، شیطان!
ناتالیا به این فکر میافتد که آیا میتواند به گروهی از متحدان غیرمنتظره اعتماد کند یا نه. همزمان با مطرح شدن پرسشهایی درباره گذشتهاش، خاطرات دردناکی از دل تاریکی بیرون کشیده میشوند.
قسمت 7اگر داستان را بهخوبی تعریف کنی
درست زمانی که خانوادهی بارنت فکر میکنند از ناتالیا فاصله گرفتهاند، کارآگاه درایزدیل پروندهی او را دوباره بررسی میکند تا ادعای بازگشت به سن قبلیاش را به چالش بکشد.
قسمت 8خون بر دستان او
در حالی که چشم جهان به آنها دوخته شده، ناتالیا و خانواده بارنت هم در دادگاه قانون و هم در دادگاه افکار عمومی رودرروی یکدیگر قرار میگیرند.















