
خلاصه داستان
پس از افشای فساد، یک افسر پلیس اهل نیوفاندلند به جزایر فرانسوی تبعید میشود، جایی که با یک معاون سرسخت همراه میشود تا جنایات پیچیدهای را که در پس ظاهر آرام این منطقه پنهان شدهاند، حل کند.
قسمتها
قسمت 1ملکه زنبورها
بازرس تازهوارد شهر، فیتز، با کارآگاه محلی، آرچ، همراه میشود تا معمای قتل رهبر یک گروه طبیعتگرا را حل کند.
قسمت 2کشتن لیل
فیتز و آرچ در یک بازی موش و گربه درگیر میشوند، زیرا تلاش میکنند در روز باستیل، هدف یک قاتل را شناسایی کنند.
قسمت 3سرش را از تن جدا کنید
وقتی یک میلیاردر سر بریده پیدا میشود، فیتز و آرچ در این معمای جنایی، به بررسی خانواده قربانی میپردازند.
قسمت 4فرار به جزیره
فیتز و آرچ با همکاری یک افسر پلیس نیوفاندلند که از گذشته فیتز است، تلاش میکنند یک سارق بدنام بانک را که به سن-پیر گریخته است، دستگیر کنند.
قسمت 5باتلاق می آید
هنگامی که یک باستان شناس در محوطه حفاری خود مرده می شود، آرچ و فیتز به دنبال گروهی از دانشگاهیان می گردند تا قاتل را پیدا کنند.
قسمت 6فقط خوبان جوان می میرند
تحقیقات آرک در مورد گالاگر زمانی تغییر می کند که پسرش پس از شستن جسد مرده در یک جشنواره موسیقی، مظنون اصلی می شود.
قسمت 7شبحی از گذشته
آرچ و فیتز برای نجات یک مهماندار ربودهشده تلاش میکنند، اما سپس یکی از افراد خودشان در خطر میافتد.
قسمت 8با کمی کمک از دوستانم
وقتی انگشت قطعشدهی یک کارگر فنی به شکلی مرموز پیدا میشود، تحقیقات فیتز و آرچ آنها را به پروندهای از عدالت خودسرانه میکشاند.
قسمت 9دوستان بد، دشمنان خوب
آرچ و فیتز دربارهی دشمن فیتز، نخستوزیر اوبراین، تحقیق میکنند؛ چرا که او مظنون اصلی ماجرای یک مهمانی مجردی است که به شکلی ناگوار پیش رفته است.
قسمت 10درو کردن آنچه میکاریم
آرچ در حین تحقیق درباره گالاگر به کشفیات شخصی دست مییابد؛ ماجرا زمانی اوج میگیرد که جسد یک فرد به قتل رسیده در ساحل پیدا میشود و تحقیقات را به نقطهی اوج خود میرساند.













