خلاصه داستان
کت داناوان، کارآگاهی با گذشتهای پر از زخم، به طور اتفاقی در یک اپلیکیشن دوستیابی با مردی روبرو میشود که روزی قرار بود آیندهاش باشد؛ نامزدی که سالها پیش بیهیچ توضیحی ناپدید شده بود. اما به زودی میفهمد که بازگشت به گذشته همیشه پایان خوشی ندارد.
قسمتها
قسمت 1هر نفس که میکشی
کارآگاه کت داناوان با گذشتهاش روبهرو میشود زمانی که با مردی که روزی او را دوست داشت روبهرو میشود و خبری درباره کسی که از او متنفر است میشنود.
قسمت 2با تو یا بیتو
کت از استاگر خواهش میکند که به او کمک کند تا اعترافی از لبرن بگیرد و استیسی پیشنهاد میدهد که به دنبال جاش بگردد. فردی که به کمک کت نیاز دارد به ایستگاه میآید.
قسمت 3هیچوقت خیلی زیاد نیست
با نادیده گرفتن دستورات مستقیم استاگر، کت به بررسی پرونده دنا ادامه میدهد و متوجه میشود که ممکن است جاش را آنطور که فکر میکرده، نمیشناخته باشد.
قسمت 4فراموشم نکن
پس از بازجویی از مهاجم برندن، کت دوباره تلاش میکند تا جاش را پیدا کند، اما به جای آن با آخرین شخصی که انتظار دیدنش را داشت، روبرو میشود.
قسمت 5واکنش زنجیرهای
کت بالاخره پاسخهایی را که در این ۱۱ سال به دنبالشان بوده به دست میآورد. زمان برای دنا در حال تمام شدن است و تایتوس به جستجوی برندن میرود.




















