خلاصه داستان
داستان زندگی گریزلدا بلانکو است که یکی از سودآورترین کارتل های تاریخ را ایجاد کرد. یک مادر فداکار، ترکیب کشنده جذابیت و وحشی گری بی گمان بلانکو به او کمک کرد تا به طرز ماهرانه ای بین خانواده و کسب و کار حرکت کند و او را به سمت تبدیل شدن به یک تبدیل کند.
قسمتها
قسمت 1خانم به شهر می آید
گریزلدا از مدلین به میامی فرار می کند تا شروعی تازه داشته باشد. او با پسرانش و یک انبار پنهان، از فرصتی برای ایجاد کسب و کار خود استفاده می کند.
قسمت 2افراد سفیدپوست ثروتمند
گریزلدا از تعدادی از همراهان خوب مدلین به میامی استقبال میکند، اما یک دشمن هم از آن عقب نیست. یک شب بیرون رفتن به یک برنامه جسورانه برای ورود به بازاری جدید دامن می زند.
قسمت 3شورش
پس از اینکه گریزلدا یک پیشنهاد وسوسه انگیز از یک تامین کننده بزرگ دریافت می کند، سعی می کند بر یک رقیب تجاری پیروز شود و اعتماد فروشندگان محلی را جلب کند.
قسمت 4مدیریت میانی
گریزلدا در محوطه ای امن پنهان می شود و آماده می شود تا علیه اوچوآها حرکت کند. ژوئن به یک واحد تاکتیکی نخبه می پیوندد که قاچاقچیان مواد مخدر را هدف قرار می دهد.
قسمت 5بهشت از دست داده
گریزلدا مشکوک است که یک خبرچین در صفوف او وجود دارد که ژوئن و CENTAC در حال افزایش هستند. یک جشن تولد مجلل با سوخت کک به هرج و مرج فرو میرود.
قسمت 6ادیوس، میامی
گریزلدا با احساس فشار از هر طرف، از میامی خارج می شود. اما با کاهش گزینه های او و نزدیک شدن دشمنان، آیا او می تواند از سرنوشت پیشی بگیرد؟

















