خلاصه داستان
دکستر مورگان از کما بیدار میشود و متوجه میشود که هریسون بدون هیچ اثری ناپدید شده است. وقتی عمق رنجی را که به پسرش تحمیل کرده درک میکند، راهی نیویورک میشود، مصمم به اینکه او را پیدا کند و همه چیز را درست کند. اما رسیدن به آرامش آسان نخواهد بود. وقتی میامی با...
قسمتها
قسمت 1قلبی که هنوز میتپد...
دکستر مورگان پس از ده هفته از کما بیدار میشود.
قسمت 2گریزان از دوربین
دکستر در حالی که هریسون درگیر عذاب وجدان رو به فروپاشی میرود، یک قاتل زنجیرهای را در نیویورک ردگیری میکند.
قسمت 3راننده صندلی عقب
دکستر باید با دقت بین تلاشهایش برای کمک به عادت کردن به محیط، تعادل برقرار کند.
قسمت 4به من بگو قرمز
دکستر در یک گردهمایی مرموز به میزبانی یک چهره بسیار بانفوذ با جاهطلبیهای هولناک شرکت میکند. هریسون همچنان با احساس گناه و فشار فزاینده در محل کار دست و پنجه نرم میکند، درست زمانی که آنجل باتیستا به شهر نیویورک میرسد.
قسمت 5قتل شهوانی
ترس هریسون با دنبال کردن یک رابطه خطرناک توسط دکستر، تشدید میشود.
قسمت 6گربهها و موشها
همچنان که دکستر به یک قاتل نزدیک میشود، هریسون با بحران هویت مواجه میشود.
قسمت 7اصلاح مسیر
در حالی که هریسون به آیندهاش فکر میکند، دکستر اطلاعات نگرانکنندهای دریافت میکند.
قسمت 8اتاق کشتار، جایی که قتل اتفاق میافتد
دکستر توجه او را به عنوان راهی برای ایفای نقش پدر تغییر میدهد. کلودت در گذشته پرآشوب متروی میامی کندوکاو میکند و به حقیقت نزدیکتر میشود. در همین حال، پراتر اطلاعاتی را کشف میکند که میتواند هریسون را در معرض خطر جدی قرار دهد.
قسمت 9لمس شده توسط یک فرشته
پراتر و چارلی فاش میکنند که اطلاعات مهمی را میدانند و دکستر را مجبور میکنند که به هر کاری دست بزند. با این حال، وقتی دکستر سعی میکند با پراتر قرار ملاقات بگذارد، هریسون خود را بیشتر درگیر ماجرا میبیند.
قسمت 10و عدالت برای همه…
دکستر و هریسون با عواقب تاریکی خود روبرو میشوند.



















