خلاصه داستان
داستان دوریگو ایوانز، جراح ارتش است که رابطهای کوتاه اما ممنوعه با همسر عمویش، او را در تاریکترین روزهایش در اردوگاه اسیران جنگی تایلند-برمه در دوران جنگ جهانی دوم، هم دلگرم میکند و هم آزار میدهد.
قسمتها
قسمت 1قسمت 1
در حالی که دوریگو اِوانز، جراح برجسته و قهرمان جنگ شناختهشده، در حال نوشتن سخنرانی برای مراسم رونمایی از کتابش است، ناگهان به خاطرات دوران اسارتش در جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ و همچنین
قسمت 2قسمت 2
ما شاهد شکوفایی رابطه عاشقانه میان دوریگو و ایمی در دهه ۱۹۴۰ هستیم؛ رابطهای که تضادی آشکار با ازدواج فعلی او با همسرش الا در زمان حال دارد. یکنواختی و بیروحی زندگیاش در دهه ۱۹۸۰، دوریگو را به گرفتن تصمیمی پرخطر
قسمت 3قسمت سوم
دوریگو تحت بررسی به خاطر یک عمل پرخطر که انجام داده قرار میگیرد، که فشار بیشتری به ازدواج او وارد میکند. ازدواجی که از قبل تحت تاثیر عشق ابدی دوریگو به امی است، عشقی که هر دو نتواستهاند از آن اجتناب کنند. همچنین شاهد هستیم که دوریگو...
قسمت 4قسمت 4
رابطه عاشقانه دوریگو و ایمی باید به پایان برسد، زمانی که دوریگو برای جنگ اعزام میشود؛ جایی که بهعنوان یک اسیر جنگی، شاهد وحشتناکترین جنایات میشود.
قسمت 5قسمت 5
دوریگو از جنگ بازمیگردد و تلاش میکند زندگیاش را بدون ایمی و بسیاری از دوستانی که در اردوگاه اسرا از دست داده، ادامه دهد. در زمان حال، روز رونمایی از کتاب فرا میرسد و تأملات دوریگو درباره زندگیاش به نقطه اوج میرسد.


















