خلاصه داستان
آماندا ناکس برای تحصیل در خارج از کشور به ایتالیا میرسد، اما چند هفته بعد به ناحق به جرم قتل زندانی میشود. مبارزه بیوقفه ناکس را برای اثبات بیگناهی و بازپسگیری آزادیاش دنبال کنید و بررسی کنید که چرا مقامات و جهان تا این حد محکم در برابر عدالت ایستادند.
قسمتها
قسمت 1آماندا
آماندا ناکس، دانشجوی آمریکایی، سفر تحصیلی خود را به ایتالیا آغاز میکند. صبح قبل از اینکه آماندا قرار باشد به همراه دوست پسر جدید ایتالیاییاش، رافائله سولسیتو، به یک گردش عاشقانه برود، اوضاع به طرز شومی تغییر میکند.
قسمت 2بعداً میبینمت.
پلیس تحت فشار فزاینده، سعی میکند آماندا و رافائل را از هم جدا کند، در حالی که ادا برای پیوستن به دخترش میدود.
قسمت 3قسمت ۳
قسمت ۳
قسمت 4تنها چیزی که نیاز داری عشق است
پرونده میگنینی مختومه میشود و جستجو برای یافتن مظنون جدید، رودی گود، آغاز میشود. همزمان با نزدیک شدن به زمان محاکمه، مطبوعات همچنان گزینههای آماندا را زیر ذرهبین قرار میدهند.
قسمت 5آقای هیچکس
همزمان با ادامهٔ محاکمه و گذشت ماهها و سالها از دوران زندان رافائل، گذشتهٔ دردناک او آشکار میشود. از رافائل خواسته میشود که قبل از صدور حکم، دفاعیهٔ خود را از آماندا جدا کند.
قسمت 6گناهکار
پس از صدور حکم، آماندا دچار افسردگی میشود و خود را برای ساختن بهترین شرایط ممکن در زندان آماده میکند. با نزدیک شدن زمان تجدیدنظر و روشن شدن حقایق جدید، آماندا تصمیم میگیرد اشتباهاتش در محاکمهٔ اول را تکرار نکند.
قسمت 7تو آنجا بودی
پس از چهار سال زندان به خاطر جرمی که مرتکب نشده بودند، آماندا و رافائل آزاد میشوند. آماندا میتواند به خانه بازگردد، اما همه چیز غریبه و ناشناس است، از جمله خودش، و مردم هنوز مصمماند که او را در رنج ببینند.




















