خلاصه داستان
فردیناند ماجلان به همراه خوآن سباستین الکانتو دو کاوشگر اسپانیایی هستند که سفری پر ماجرا را با کشتی خود به دور دنیا آغاز می کنند و...
قسمتها
قسمت 1پادشاهم مایل نبود مرا ببیند
ماجلان که از جانب پادشاه پرتغال پذیرفته نشده، به دنبال راه دیگری برای رسیدن به رویایش است و...
قسمت 2تو به جرم خیانت تحت تعقیبی
ناوگان دریایی پرتغال نمی تواند به ماجلان و خدمه کشتی اش اجازه دهد که این ماجراجویی انجام شود، به همین دلیل تمام تلاشش را می کند تا جلوی آنها را بگیرد و...
قسمت 3جزای سرپیچی مرگ است
پس از یک سال سفر، ماجلان موفق نمی شود که راه درست را پیدا کند. در این هنگام، خدمه کشتی علیه او شورش می کنند و...
قسمت 4نهنگها در رود شنا نمیکنند
خدمه کشتی بالاخره موفق می شوند که مسیر درست را پیدا کنند. همه از این موضوع خوشحال هستند اما نمی دانند در پی این خوشحالی زودگذر، اندوه و مرگ در انتظار آنها است و...
قسمت 5تو به عنوان ناخدا انتخاب شدهای
ماکتان ها باید به راه درست بازگردند وگرنه با تفنگ های مردان ماجلان مواجه می شوند و...
قسمت 6بادهای شرقی
الکانو تصمیمی سرنوشت ساز می گیرد که روند تاریخ را عوض خواهد کرد و...


















