خلاصه داستان
یک وکیل جنایی مشهور متوجه می شود یکی از افرادی که بیشتر از همه دوستش دارد، قربانی سیستم ندامتگاه برزیل شده است. حال وی باید تصمیم بگیرد که آیا از مرزی که او را بین جستجوی عدالت یا ارتکاب جنایت نابخشودنی جدا می کند، عبور کند یا خیر.
قسمتها
قسمت 1خب، وکیل مدافع...
از وکیل معروف جنایی، هلویسا لاز، خواسته می شود تا از زنی که جرم او شوکه کننده او در شبکه های اجتماعی پخش شده است دفاع کند.
قسمت 2ظاهر میتواند غلطانداز باشد
خاطرات هلویسا از جرمی که در زمان بچگی اش رخ داده توسط حرف های زکا زنده می شوند و او را آزار می دهند. دینورا از انتقام جویی ها در حالی که منتظر دادگاه است رنج می برد.
قسمت 3من از عمد فراموش نکردم
هلویسا نگران است که پدرو هدف زکا برای تحقیقاتش است، اما او به کارهای روزانه اش برای دفاع از دینورا ادامه می دهد. هیوگو در مورد مادر بیولوژیکی اش کنجکاو می شود.
قسمت 4برای سکوت متاسفم
خاطرات دوران بچگی هلویسا واضح تر می شوند. نیروی ویژه متوجه می شوند که قربانی دینورا به زکا مرتبط است و از هلویسا می خواهند تا پرونده را رها کند.
قسمت 5تو حق نداشتی
هلویسا هویت مادر بیولوژیکی هیوگو را به او می گوید که باعث ناراحتی پدرو می شود چرا که با مشورت نشده است. دینورا نگران امنیت خورخه است.
قسمت 6حکمدهی نمیتونه ادامه پیدا کنه
هلویسا آنچه که می تواند مهره گمشده تحقیقات پدرو باشد را رو می کند. مویرا دروغ دیگری از زکا را کشف می کند. هلویسا به تنهایی وارد جلسه دادگاه دینورا می شود.














