خلاصه داستان
جوهی آدیکاری استاد ادبیات هندی در دانشگاه دارجلینگ ، شاگردش ریا راجگورو را به سرقت ادبی متهم می کند. در حالی که ریا اصرار میکند که بیگناه است ، این اتفاق باعث میشود که جوهی و ریا با هم دشمنی پیدا کنند . مسائل به زودی از کنترل خارج می شود و یک درگیری روانی نامطلوب بین آنها که منجر به یک افشاگری تکان دهنده می شود.
قسمتها
قسمت 1من مرگ او را دیدهام
جوهی، استاد ادبیات هندی ریا، به او بخاطر تقلب کردن در انشای پایان ترمش شک میکند و او را رد میکند. بعدا، ریا آرون، نگهبان هتل، را ترقیب میکند تا آدرس جوهی را بدست بیاورد.
قسمت 2من تنها هدف بودم
رابطه جوهی و نیل شروع به از هم پاشیدن میکند. رقابت بین جوهی و ریا بعد از اینکه جوهی از عمد او را در کلاس کوچک میکند، برای همه آشکار میشود. ریا به خانه جوهی میرود و نیل را میبیند.
قسمت 3بسیاری از جنبههای حقیقت
جوهی بعد از گم کردن حلقه ازدواجش بشدت به ریا مشکوک میشود. او متوجه میشود که ریا حلقه او را پوشیده است و در مهمانی به او حمله میکند. نیل و جوهی وارد دعوای بزرگی باهم میشوند.
قسمت 4مردم مانند حقیقت پیچیدهاند
جوهی دچار آشفتگی احساسی میشود و از والدینش در خواست کمک میکند. آناند ریا را ملاقات میکند. وقتی که جوهی در مراسم سالگرد والدینش است، ریا نیل را اغفال میکند.
قسمت 5همه ما سابقه تقلب داریم
نیل عکسی که در جیبش پیدا کرده است را به جوهی نشان میدهد. جوهی از آناند در مورد عکس میپرسد و او هم حقیقت را مورد ریا اعتراف میکند. ریا گذشته اش را برای نیل بازگو میکند. جوهی چیز شوکه کننده ای در خانه میبیند.
قسمت 6تو یک گلی، من یک خار
سوناندا متقاعد شده است که همه چیز را به او نگفته اند و تحقیقات بیشتری در مورد زندگی ریا انجام میدهد. آناند موفق میشود از ریا اعتراف به جرم بگیرد. ریا تلاش میکند با جوهی تماس برقرار کند ولی امیدش متلاشی میشود.

















