خلاصه داستان
پس از 10 سال اقامت در ایالات متحده، هو یانگ به کره بازمیگردد و به طور اتفاقی در یک کافه با اولین عشق خود، هونگ جو، روبهرو میشود. حالا هو یانگ، همانند روزهای 19 سالگی و زمانی که برای اولین بار هونگ جو را ملاقات کرد، دست و پای خود را گم میکند. با بازگشت احساسات قدیمی، باید دید آیا آنها میتوانند به عشقشان فرصتی دوباره بدهند یا نه.
قسمتها
قسمت 1عشق اول من
هو یانگ به کره برمیگردد و به یک قرار ملاقات کور که جوزف برایش ترتیب داده میرود. در آنجا، او با هونگ جو روبهرو میشود. با شنیدن بازگشت هو یانگ به کره، هیه جی برنامهای برای استقبال از او ترتیب میدهد. اما
قسمت 2نامزد سابق
هونگجو معلوم میشود که در طبقه پایین خانه هو-یونگ زندگی میکند، و هو-یونگ از عمویش میخواهد که او را در سئول گردشی ببرد. هو-یونگ و هونگجو در نهایت به یک قرار عاشقانه در شهربازی میروند و روز خوبی را با هم میگذرانند. در همین حال، جون-هو، که...
قسمت 3اعتراف
هو-یونگ متوجه میشود که نامزد سابق هونگجو، بنگ جون-هو است، نویسندهی "عاشق پیشرفته من". رئیس هونگجو به او میگوید که باید روی یک پروژه با جون-هو همکاری کند. هونگجو در ابتدا مردد است، اما در نهایت تصمیم میگیرد که این کار را انجام دهد. هیجی
قسمت 4فقط دوستان
هو-یونگ احساسات خود را به هونگ-جو اعتراف میکند، اما او تظاهر میکند که چیزی نشنیده است. هونگ-جو اصرار دارد به جای ماندن در بیمارستان به خانه برود، بنابراین هو-یونگ او را به خانه خود میبرد تا
قسمت 5عشق چیست؟
هونگ-جو مجبور میشود به یک سفر ماهیگیری با هو-یونگ، سانگ-پیل و ووک برود. اگرچه این موقعیت برایش ناخوشایند است، تلاش میکند از سفر لذت ببرد. هه-جی و کیونگ-تائک بعداً به جمعشان میپیوندند و
قسمت 6آغاز یک رابطه جدید
هونگجو تصمیم میگیرد به هو-یونگ یک فرصت بدهد. هو-یونگ شغلش را رها میکند تا در کره بماند و با هونگجو باشد. هیجی به دیدن کیونگتائک که بیمار شده میرود و به طور تصادفی با مادرش روبرو میشود. در همین حال، پدر هونگجو با جون هو تماس میگیر
قسمت 7بدون خداحافظی
جون-هو به هونگجو توضیح میدهد که چرا سه سال پیش مجبور شد او را ترک کند، اما حتی پس از شنیدن دلیل، هونگجو نمیتواند او را به خاطر ترک کردنش ببخشد. هونگجو با مادر هو-یونگ ملاقات میکند و او از هونگجو میخواهد که رابطه را تمام کند. در همین حال، هو-یونگ
قسمت 8اتفاقات و سرنوشت
مادر هو-یونگ به هونگ-جو میگوید که با هو-یونگ به آمریکا برود و در آنجا زندگی کند. پس از شنیدن این موضوع، هو-یونگ از هونگ-جو میخواهد که با او بیاید، اما او درخواستش را رد میکند. هو-یونگ در روزی که برای رفتن به آمریکا میرود، نمیتواند هونگ-جو




















