
خلاصه داستان
وقتی جس نوزادش را با یک آسیب نامشخص به سر به بیمارستان میبرد، دوست صمیمیاش، دکتر لیز از بخش اورژانس، تصمیمی دردناک میگیرد و با خدمات اجتماعی تماس میگیرد؛ تصمیمی که زنجیرهای از اتفاقات انفجاری را رقم میزند.
قسمتها
قسمت 1مادر بینقص
جس نوزادش را به اورژانس میبرد. لیز، پزشک کشیک و دوست او، با خدمات اجتماعی تماس میگیرد.
قسمت 2فکر میکنی کسی را میشناسی
پلیس و خدمات اجتماعی تحقیق را آغاز میکنند. تنشها در جمع دوستانه، در جریان تعطیلات، آغاز میشود.
قسمت 3یکی از آنها دروغ میگوید
با ادامهی تحقیقات، شکافهایی نمایان میشود و کشفهایی تکاندهنده صورت میگیرد.
قسمت 4هیچجا امن نیست
خطر از هم پاشیدن خانوادهی کریسفورد بهدست خدمات اجتماعی هر لحظه نزدیکتر میشود.
قسمت 5آشکار شدن
گروه با پیامدهای شوکهکنندهی رفتار جِس روبهرو میشوند و کمکم به حقیقت نزدیکتر میشوند.















